آیا بوی چوب می دهد
سنگی که در جَو می سوزد
و ماهواره ای که به حواشی عروج می کند
چای را به نیمه ی خالیِ لیوان
مَد می دهد؟
سبابه ی کودک، نشانه ی اوست:
بابا پس کی تاب بازی می کنی؟
و من می خندد
... هه!
غفلتن سنگی نیم سوخته از جو رد شد
مثل آب نباتی مغزدار
زمین محیطی برای زیست شد.
مِه اندود شده کویر
رطوبت به دمار عقرب می کوبد
و خزه ای یک روزه به شن ها سلام می کند
پیامی از پیام ِ
تازه ی کویر به زمین مخابره شد
خزه – سلام - شن ها .
ناگهان
دست از کار می کشند در دست
دست ها که به که موصول اند
به کار می شوند:
بیگانه ای در معرض زمین است
و عقرب در معرض دمار
کودک
آب از نباتِ دهان اش بیرون می ریزد
آیا سنگی
آیا بوی چوب می دهد
مردی که بندِ اکسیژن اش گره شده
آی آ
سبابه ای خمیده به حواشی
نشانه رفته
دست از تعمیر ماهواره
بر دار بابا