" آرشام آزاد" در چند پست پایین تر از من خواست که از کارهای تازه ام در این وب لاگ استفاده کنم. -برای او و دیگر بازدید کنندگان گرامی که از خواندن کارهای ده ی ۷۰ من آزرده خاطرید- خواهش می کنم این پست ها را به حساب معرفی شخصیت ادبی ام از آن زمان ها بپذیرید تا اندکی بعد که به تمنای من, خواننده ی شعر دهه ی ۸۰ ام باشید.
به: آرشام آزاد
از آن زمان, به دو گونه گذشت
یکی دروازه ای بود برای درون شدن
نیز برای برون شدن
و زیر طاق این دروازه
آن نفر, من بودم
از توهم ابرهای برون
و سکوت پر معنی درون
چیزی که در خاطرم می پرورید... آن ها نبودند
خلائی در آستانه بود:
روزگاری که سپری می شد
و انبوهی در آستانه:
که همان روزگاران بودند!
دستمایه
تصمیمی بود که هرگز نگرفتم
12 / 1 / 82